« تنهای تنها »

           « تنهای تنها »
         کاش در دهکده عشق فراوانی بود

تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 4 فروردین 1391
عشق نمیخوابه . . .


تمامه آرزوی من نقش بر آبه




هر روز سرنوشته من ، رنج و عذابه



آغوشه تو برای من ، همیشه کم یابه 



دعای قلب عاشقم ، چرا بی جوابه 



تنها وقتی که شب تورو کنار من میاره تو خوابه 



عشق نمی خوابه ، تورو خواستن نمی خوابه 



آرزوی من و تو به هم رسیدن ، نمیمیره ، نمی خوابه ، بی تو خورشید نمی تابه 



یه عمره که دلم برات عاشق و بی تابه 



بی تو همه دنیا برام مثله سرابه 



دریای عشقه تو کجاست ؟



بی تو دل مردابه 



قرارمون تو رویاها کنار مهتابه 



تنها وقتی که شب تورو کنار من میاره تو خوابه 



آی گل لاله ، تو رو داشتن یه خیاله 



تویه فکرم شب و روز صد تا سواله



آرزوهای محاله ، دل ساده خوش خیاله 



آی گل لاله ی بهارم



سر به کدوم صحرا بزارم 



اگه خود خواهی نباشه 



تو رو می خوام در کنارم 



که تو هستی نازنین ، روزگارم 



بی تو من تنها ترینم ، بی قرارم 



عشق نمی خوابه ، بی تو خورشید نمی تابه 



عشق نمی خوابه ، بی تو خورشید نمی تابه

 

جمعه 12 اسفند 1390
کاش ....

باران بهانه ای بود.....

که زیر چتر من..
تا انتهای کوچه بیایی...
کاش......
نه کوچه انتها داشت ونه باران بند می آمد.....

چهارشنبه 10 اسفند 1390
ادمین . . .

همه نظرات رو میخونم ..ولی نمیتونم جواب بدم یا وقت ندارم یا نمیشه ...بعضی که نظر میذارن حتی آی دی یاهو هم ندارن که بتونم به یک روشی جواب بدم

لینک این مطلب 11:43 AM| | نگارندده: فلانی | موضوع: تجربه ...

|نظرات [0]

پنجشنبه 29 دی 1390
بی خبر از رنج دوران . . .

 شبگرد

  

کولی ِ شبگردِ عشق 

 بی خبر از ره آمد  

 غنچه ی قلبم را چید  

 هستی ام را آتش زد 

 دل از نگاهش ... 

 تو سینه لرزید... 

 گُلِ لبانش... 

چو لاله خندید 

کلید عقلم را دزدید 

کلید عقلم را دزدید 

به او همان دم دل بستم 

دلم رها شد از دستم 

به او چو پیوستم 

مِی از لبانش نوشیدم 

هنوزم از آن مِی مستم 

به یادِ او هستم  

دل از نگاهش ... 

تو سینه لرزید... 

گُلِ لبانش... 

چو لاله خندید 

کلید عقلم را دزدید 

کلید عقلم را دزدید  

بی خبر از رنج دوران  

بسته بودیم عهد و پیمان که ناگهااااااان 

یک شب او با یک بهانه 

سوی دیگر شد روانه از آشیاااااااااااان

پنجشنبه 5 آبان 1390
زمستان است . . .

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید , نتواند ,
که ره تاریک و لغزان است .
و گر دست محبت سوی کس یازی ,
به اکراه آورد دست از بغل بیرون ؛
که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون, ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاینست, پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر ِ پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سردست … آی
دمت گرم و سرت خوش باد! سلامم را تو پاسخ گوی, در بگشای

منم من, میهمان هر شبت, لولی وش ِ مغموم
منم من, سنگِ تیپا خورده رنجور
منم دشنام پست آفرینش, نغمه ناجور
نه از رومم, نه از زنگم, همان بیرنگِ بیرنگم
بیا بگشای در, بگشای, دلتنگم
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست, مرگی نیست
صدایی گر شنیدی, صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد, سحر شد, بامداد آمد؟
فریبت می دهد, بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این, یادگار سیلیِ سردِ زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده,
به تابوت ستبرِ ظلمت نُه تویِ مرگ اندود, پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز

شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر, درها بسته, سرها در گریبان, دستها پنهان,
نفسها ابر, دلها خسته و غمگین,
درختان اسکلتهایِ بلور آجین,
زمین دلمرده, سقفِ آسمان کوتاه,
غبار آلوده مهر و ماه,
زمستان است

سه شنبه 12 مهر 1390
رسم عاشقی . . .

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

بر در دل روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است

روزن دل بر گشا حاضر و هشیار باش

نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال

لیک تو باری به نقد ساخته ی کار باش

لشکر خواب آورد بر دل و جانت شکست

شب همه شب همدم دیده ی بیدار باش

گر دل و جان تو را درّ بقا آرزوست

دم مزن و در فنا همدم عطار باش


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>